X
تبلیغات
بعد تو من خیلی تنهام - خدایا...
تاريخ : دوشنبه هفدهم بهمن 1390 | 0:18 | نویسنده : الهام...
 

خدایا . . .

بارها و بارها شنیدم

" از زندگی هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد

نه آنچه آرزويش را داريم"

خدایا . . .

یعنی لیاقت من از زندگی همین هاست

که هر روز و هر لحظه....

خدایا . . .

این قسمت زندگیم

تقدیر منه یا تقصیر من؟!

اگه تقدیر من بوده، تو برام رقم زدی یا دیگران؟

اگه تو رقم زدی، چرا راضی به دیدن زجر و عذاب منی؟!

داره از حد توان و صبر و تحمل من هم بالاتر میره

مراقبم هستی که ازت دور نشم؟!

اگه دیگران رقم زدند، باز هم تو بگو

کجای این تقدیر میشه عدالت تو رو دید؟!

اگه تقصیر منه، که می دونم نیست

چقدر، چند سال باید تحمل کنم؟!

خسته ام، باز هم حرفهای من رو به حساب

خستگی هام بذار به حساب درد و دل هام با خودت،

به حساب بغض های باقی مونده من

به حساب انتظارات همیشگی من از تو

به حساب این بذار که تو خدایی و من بنده

به حساب این بذار که جز تو پناهی ندارم

به حساب این بذار که دلم عمیق شکسته

و به تو و کمک تو، همیشه و هرلحظه محتاجم

مراقبم باش....