دلی که میشکنیم ارزان نیست..

دل شکستن.......

حواسمان نیست که چه راحت باحرفی که درهوا رها میکنیم٬
چگونه یک نفر را به هم میریزیم
چند نفر را به جان هم می اندازیم
چه سرخوردگی یا دلخوری هایی به جای میگذاریم
چقدر زخم میزنیم....
حواسمان نیست که ما میگوییم و رها میکنیم
و رد میشویم و میگذاریم به پای رک بودنمان
اما یکی ممکن است گیر کند...
بین کلمه های ما...
بین قضاوتهای ما...
بین برداشت های ما...
دلی که میشکنیم ارزان نیست..

گاهی وقتا...

71214911162223002851.jpg

گاهی وقتا لازمه زمین بخوری...

تا ببینی کیا پشتتن...

کیا باعث رشدتن... کیا میرن...

کیا همه جوره میمونن!

گاهی لازمه جوری زمین بخوری که زخمی بشی؛

زخماتو باز بذاری؛ ببینی کیا نمک میپاشن؛

کیا مرحم میذارن؛ کیا با تو هم دردن . کیا هم خود دردن!

هیچوقت تا زخمی نشی نمیتونی بفهمی کی چه رفتاری میکنه!

دست یه کسایی نمک می بینی که روشون قسم می خوردی

و یه کسایی مرحم میذارن رو زخمات که اصلا یادشون نبودی!

آنقدر مات و مبهوت رفتارای اونا می مونی ،

که کلا یادت میره زمین خوردی، زخمات دیگه نمی سوزن؛

این جیگرته که میسوزه...

که چرا به بعضی ها بیشتر از لیاقتشون بها دادم،

بعضی ها رو هم فراموش کردم!

زمین که می خوری می بینی کیا هنوز کنارت ایستادن و نرفتن...

زمین خوردن گاهی از زندگی کردن هم واجبتره،

چون میفهمی با کیا زندگی کنی!