.... دلم گرفته....
دلم واسه همتون تنگ میشه بهتون عادت کرده بودممم
خیلی سخته براممم نبودن کنارتون
واسم دعا کنین مهربوناااا
سخت محتاج دعاتونممممممممممممم
برام نظر بزارید. فراموشم نکنید.... :((
دلم واسه همتون تنگ میشه بهتون عادت کرده بودممم
خیلی سخته براممم نبودن کنارتون
واسم دعا کنین مهربوناااا
سخت محتاج دعاتونممممممممممممم
برام نظر بزارید. فراموشم نکنید.... :((
خیلیا فکر میکنن پستایی که میزارم مربوط
به یه پسره و من شکست عشقی خوردم
دوستای عزیزم نوشته های من اونایی که
در مورد رفتن و مرگه به هیچ پسری مربوط
نمیشه واسه آبجی کوچیکم و بابامه که دوساله
از دستشون دادم و این وبلاگو کلا به خاطر غم
نبودنشون ساختم....

.......................
.................................
..................................................
.......................![]()

یادته بهت می گفتم اگه تو بری می میرم
حالا تو رفتی و نیستی ٬ پس چرا من نمی میرم؟؟
چرا هستم؟ چرا موندم؟ چجوری طاقت می آرم؟
چجوری من دلم اومد رو مزارت گل بزارم؟؟
جای خالیت و چجوری میتونم بازم ببینم؟
دیگه چشمام و نمیخوام. نمیخوام دیگه ببینم!
وای چطوری دلم اومد جسم سردت و ببوسم؟
من که آتیش میگرفتم٬ چی باعث شد که نسوزم؟
هنوزم باور ندارم که تو نیستی و من هستم
شایدم من مرده باشم٬ الکی میگن که هستم
!کاشکی وقتی که میرفتی دستتو گرفته بودم
کاشکی پر نمیکشیدی بالت و شکسته بودم
نازنین وقتی که بودی شبا هم تو رو میدیدم
دیگه از روزی که رفتی حتی خوابتم ندیدم
تو که بی وفا نبودی٬لااقل بیا تو خوابم
مگه تو خبر نداری شب و روز برات بیتابم؟
میدونم یه روز دوباره می تونم تو رو ببینم
تو پیش خدا دعا کن که منم زود تر بمیرم
روی خاکستر خاکت خاطرات مونده یادگاری
تو رفتی و خاطراتت تو یاد من گذاشتی
نه دیگه طاقت ندارم سر خاک تو ببارم
واسه دوباره با تو بودن من همیشه بی قرارم
بیا پیشم تا دوباره با تو خاطره بسازم
نذار اون خاطراتت لحظه ها رو من ببارم...