بابایی یادته تو همه نقاشیا منو عروس میکشدی
 
یادته تو همه قصه هات من خوشگلترین دختر دنیا بودم
 
یادته میگفتی ی دختر دارم شاه نداره
 
یادته میگفتی چشمای تو خورشید منه
 
بابایی امروز همش ابری بود
 
...خورشید همش پشت ابرا بود
 
همش بارون میومد
 
همه نقاشیا خیس شدن
 
دخترکت لا به لای قصه ها گم شده ....

فردا دومین سال آسمونی شدن بابا احمدمه دوستای
 
خوبم اگه دوست داشتین برای شادی روح بابام یه
 
فاتحه براش بفرستین ممنون میشم....