گاهی باید رفت..

یک وقتهایی وقتش است خودت چمدانت را برداری ،
آرام و بیصدا از زندگی آدمها بروی بیرون ...
دیر که بشود تمام آن لحظه های خوش
مثل بستنی شکلاتی عصر های تابستان ، آب میشود ..!
میچکد روی دامنت ...
یک وقتهایی وقتش است خودت چمدانت را برداری
و تنها رد کوچکی از خودت به جای بگذاری ...
سنجاق سری ، گردنبندی ، گاه خاطره ای ، چیزی ...
تا از دیده شان که رفتی ، از یادشان نروی ...!
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:4 توسط الهام...
|
حرفهای ما هنوز ناتمام..